تبليغاتX
ضرب سماع
ضرب سماع ضرب سماع ضرب سماع ضرب سماع ضرب سماع ضرب سماع

کنسرت گروه دستان در کالیفرنیا
تور آمریکای شمالی گروه دستان به همراه سالار عقیلی، شنبه ۲۸ نوامبر به شمال کالیفرنیا رسید. گروه دستان که پیش از این با هنرمندانی چون ایرج بسطامی، شهرام ناظری، سیما بینا، پریسا و صدیق تعریف هنرنمایی کرده اند، نیمه اول کنسرت را به برگزاری قطعات موسیقی بدون کلام ساخته حسین بهروزی نیا، آهنگساز و نوازنده بربط گذراندند. در نیمه دوم کنسرت که آثار نواخته شده در آن ساخته سعید فرج پوری بود، سالار عقیلی، خواننده جوان سبک سنتی به گروه پیوست.

از راست به چپ: بهنام سامانی، پژمان حدادی، حمید متبسم، حسین بهروزی نیا و سعید فرجپوری

حمید متبسم که سابقه همکاری با گروه کامکارها و شهرام ناظری را نیز دارد آهنگساز و نوازنده تار و سه تار است. پژمان حدادی نوازنده صاحب سبک سازهای کوبه ای است و با گروه های متعددی از هنرمندان ایرانی و غیر ایرانی همکاری داشته است

سالار عقیلی خواننده آلبوم های "عشق ماند" و "سایه های سبز"، پیش از این با ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی در ایران و اروپا به اجرای برنامه پرداخته است

بهنام سامانی نوازنده سازهای کوبه ای، در بعضی از قطعات هنرمندان دیگر را با نواختن ساز ابداعی خود "ضربانگ" همراهی می کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط علی رضا  | 

یکی از دوستان توی وبلاگش یک گزارش از شب اجرا نوشته که من اونو

براتون گذاشتم:

 در پی همایش "شب های موسیقی ایران" و شب نشینی های اهل هنر، هفته ی پیش تالار وحدت تهران پذیرای جمع هنرمندان موسیقی قم بود.
شاید سه سال پیش که "انجمن سرود و آهنگ های انقلابی" با کمترین امکانات و بیشترین محدودیت های ممکن در قم تاسیس شد، هیچ کس حتی تصور هم نمی کرد چنان استقبالی توسط جوانان قم صورت بگیره که امروز کاروان هنرمندان استان بتونند چهار گروه موسیقی حرفه ای رو برای اجرا ارائه بدهند. اون هم با هم نوازی هنرمندان خانم!
برنامه اصلی هنرمندان با اجرای گروه محلی"چگور" آغاز شد. گرچه موسیقی و آواز این گروه به زبان آذری بود ولی از اونجا که این نوع موسیقی مربوط به ایلیات شاهسون بوده و یکی از بخش های استقرار این ایل در قم است، بنابراین این سبک و سیاق موسیقی به نوعی موسیقی قم هم به حساب می یاد.
بعد از اجرای فوق العاده و تاثیرگذار گروه چگور، نوبت به سخنرانی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان رسید. و چقدر هم صحبت هاشون به جا بود! از حضور میلیونی هنرمندان در مراسم تشییع پیکر آیت الله فاضل لنکرانی گفتند و از احترام خاصی که هنرمندان برای فتاوای مراجع عالی قدر قائل هستند و برکات انقلاب اسلامی که موسیقی ایران زمین رو که می رفت به قهقرا کشیده بشود نجات داد و...!!
اجرای بعدی با گروه کوبه ای "ضرب سماع" بود، مجموعه ای 32 نفری از نوازندگان دف و تنبک به همراه آواز و ضرب باستانی مرشد سید محمد علی اسحاقی. این گروه تنها گروه موسیقی استان بود که جمعی یازده نفره از دف و تنبک نوازان خانم رو هم در بر می گرفت. چهار قطعه ی پرشور هم توسط نوازندگان ضرب سماع تقدیم مخاطبان شد و نوبت به اجرای حرکات هالای رسید.
حرکات هالای در واقع نوعی رقص مربوط به همان ایل شاهسون است که بخشی از اجرای گروه چگور به حساب می آمد. گروهی به همراه اجرای سرنا و دایره و دهل روی صحنه دست افشانی و پایکوبی می کردند که در نوع خودش واقعا جالب بود. یکی از جوانان آذری زبان سالن هم که از دیدن اجرای آذری، اون هم توسط هنرمندان قمی حسابی شوکه شده بود، عنان اختیار از کف داده بود و مشتاقانه با صدای بلند و لهجه ی شیرین آذری شروع کرده بود به مدح آذربایجان! حتی ایستاد تا با رقص شانه هنرمندان رو دورادور همراهی کنه که خوشبختانه توسط همراهانش کنترل شد!
بعد از اجرای هالای از استاد"حمیدرضا نوربخش" خواننده محترم استان برای سخنرانی درخواست به عمل اومد. ایشون هم که ظاهرا دل پر دردی از نابرابری ها داشتند، ضمن تشکر و قدردانی از مسئولین هنری استان، انتقادات و پیشنهاداتی رو هم برای بهبود شرایط هنرمندان استان به مسئولین ارائه دادند که حقیقتا به جا بود. از جمله اینکه چرا نام انجمن موسیقی قم رو "انجمن سرود و آهنگ های انقلابی" گذاشتند؟! سرودهای انقلابی خودشون یک ژانر خاص رو در بر می گیرند و بنابراین نمی تونند نماد موسیقی کل استان باشند. به هر حال، از محدودیت های بی حساب گفتند و استعداد هایی که دارند دست نخورده باقی می مونند. در بخشی از گفته هاشون هم از علما و مراجع محترم خواستند که کمی واقع بینانه تر به موسیقی نگاه کنند و بپذیرند که هیچ اشرافی به موسیقی ندارند و بر اساس برخی عقاید قدیمی با موسیقی برخورد می کنند. چنین بخش هایی از سخنرانیشون با تشویق حضار (که اکثریت قمی بودند) همراهی می شد.
آخرین بخش برنامه هم تجلیل از هنرمند پیشکسوت عبدالصاحب طهماسبی و پس از اون اجرای گروه موسیقی چکامه به سرپرستی آقای امیر حسن حاج ابراهیمی و خوانندگی آقای امیر زینلی و مجموعه ای از نوازندگان نی، تار، کمانچه، سنتور، عود، دف و تنبک بود که با کار فوق العاده شون خاطره این شب رو برای همیشه در ذهن حضار ثبت کردند. و نهایتا حضور هنرمندان در بین تماشاچیان و انبوه هوادارانی که با دسته های گل از موسیقیدانان سخت کوش و فروتن قم تقدیر کردند.
به همه ی فعالین هنری استان که تمام محدودیت ها رو فروتنانه تحمل می کنند و همچنان خوش می درخشند خسته نباشید می گم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط علی رضا  | 

 
حسین تهرانی

 
 
 
حسين تهرانی از نوادر موسيقی ايرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسيقی ايرانيست. تهرانی جزو انگشت شمار موسيقيدانان ايرانيست که مردم عامی هم با نامش سازش را به ياد می آورند. او زمانی که پا به عرصه موسيقی نهاد به هر سويی سری کشيد و ار هر کس که اندکی گفتنی داشت، درسی فراگرفت، تهرانی از مکتب ابوالحسن صبا و خالقی تا مرشد های زورخانه درک کرده بود و اندوخته هايش را بصورت دسته بندی شده و منظم روی تنبک آزمايش و ثبت کرد.

پرويز خطيبی نويسنده، کارگردان و ترانه سرا که با تهرانی دوستی داشته در مورد خصوصیات اخلاقی او چنین ميگويد: ...تصادفا يک روز در آرايشگاه نيک با مردی برخورد کردم که عينک دودی به چشمش بود و با قيافه ای جدی جوکهای شيرين ميگفت. موجودی بود با قيافه ای متوسط، تميزو شيک پوش و زبر و زرنگ و بسيار خونسرد. ادب و نزاکت را هيچ وقت فراموش نميکرد و شوخی هايش تند و زننده نبود. اولين بار که به اشخاص ميرسيد، عينکش را بر ميداشت و ميگفت:

اگر می توانی يک دقيقه، به چشمان من نگاه کن و عجيب اين که همه در اين بازی باخته بودند، چون نگاه کردن در چشمان حسين با آن حالت مخصوص کار ساده ای نبود. حسين در جوانی هنگامی که در يک کارگاه صنعتی کار می کرد، دچار سانحه شد و يک چشمش را از دست داد. جالب اينکه حسين تهرانی با آن عينک دودی، شباهت زيادی با عبدالحسين هژير نخست وزير اسبق داشت با اين تفاوت که هژير قد بلند و چهارشانه بود ولی حسين قدی نسبتا" کوتاه داشت. حسين خودش ميگفت که در يک خانواده مذهبی و بسيار متعصب بزرگ شدم. در آن دوران هنوز مردها کلاه بی لبه بر سر ميگذاشتند و جوان و ميان سال و پير غالبا عبا به دوش می انداختند.

در زمان ما نواختن آلات موسيقی جرم بزرگی محسوب ميشد و خانواده ها حاضر نبودند فرزندانشان را به فراگرفتن موسيقی وادارند، چون در اين صورت از چشم افراد فاميل و اهل محل می افتادند و در شهر انگشت نما میشدند. دوازده ساله بودم که به یک زورخانه رفتم و ضرب گرفتن مرشد را دیدم. احساس کردم به ضرب علاقه زيادی دارم و دلم ميخواهد که طرزنواختن آن را ياد بگيرم. گلدانی را از توی باغچه خانه برداشتم و ته آن را سوراخ و پوستی بر سر آن کشيدم بعد با دست ضربه هايی روی آن زدم، صدايی نسبتا خوش داشت، روزها وقتی پدرم به کارگاه خودش ميرفت ساعتها در کنج اطاق می نشستم و ضرب زدن را پيش خودم می آموختم. وقتی سوار واگونهای اسبی ميشدم، صدای پای اسب با ريتم مخصوص مرا به هيجان می آورد و يا روزهايی که همراه پدر و مادرم سوار قطار شهر ری ميشديم - همان ماشين دودی معروف- تا به زيارت حضرت عبدالعظيم برويم، حرکت ترن و سر و صداهای مخصوص آن را به خاطر ميسپردم و اين ريتمها را روی ضرب پياده ميکردم.

Hossein Tehrani & Mohammad Esmaeeli
حسین تهرانی در کنار شاگردش محمد اسماعیلی
يکروز مادرم خبر داد که همسايه ها از صدای ضرب تو به ستوه آمده اند و به پدرت شکايت برده اند. فهميدم که ديگر نميتوانم در خانه تمرين کنم. روز بعد گلدان را زير عبايم قايم کردم و سوار واگون اسبی شدم. واگون معمولا از چهار راه لاله زار تا گاراژ ماشين واقع در انتهای شهر تهران ميرفت و برای طی اين مسافت يک ساعت و نيم لازم بود. من معمولا به اطاق وسطی که مخصوص بانوان بود ميرفتم و از اول تا آخر خط و گاهی بر عکس يکسره ضرب ميگرفتم. گاهی زنها يکشاهی صناری هم به دامانم ميريختند و من وقتی به خانه برميگشتم مبلغی در حدود يک قران يا سه شاهی پول داشتم! به اين ترتيب و با دشواری های که در پيش رويم بود، به کمک عشق و علاقه فراوان نواختن ضرب را ياد گرفتم ولی بعدها نزد اساتيد فن اين هنر را تکميل کردم.

همانطور که گفتم {خطيبی} حسين تهرانی همراه ساير هنرمندان گاه و بی گاه به دربار می رفت و در مجالس خصوصی شاه و خاندان سلطنتی ضرب ميزد و بعضی اوقات هم جوکهای جالبی ميگفت. ميگويند يکروز شاه به او پيش نهاد ميکند به جای عبدالحسين هژير وزير دربار وقت و نخست وزير سابق در محافل ظاهر شود تا اگر کسی خواست به جان هژير سوء قصد کند حسين را هدف قرار دهد. حسين تهرانی از هژير می پرسد: در مقابل اين کار چقدر به من دستمزد میدهی؟ جواب می دهد جلسه ای ۵۰ تومان و بلافاصله حسين ميگويد: بنده جلسه ای صد تومان ميدهم شما جای من در جلسات و محافل حاضر شويد!

audio file تکنوازی تنبک حسین تهرانی

حسين تهرانی هميشه ميگفت ضرب قلب موسيقی است. اصولا هر حرکت انسان ريتم به خصوصی دارد، راه رفتنش، حرف زدنش، نشست و برخواستنش، و او بود که برای نخستين بار به کمک شاگردانش يک کنسرت بزرگ ضرب در تلويزيون تشکيل داد. مهارت حسين در تجسم حرکت قطار بقدری زياد بود که اگر چشمت را می بستی خود را در قطار شهر ری و ماشين دودی ميدی با همان سر و صداها و خصوصيات هميشگی، متاسفانه پس از حسين افرادی پيدا شدند که خواستند هنرش را و شخصيتش را نفی کنند. در حالی که حسين تهرانی و هنرش و از همه مهمتر بزرگواری و انسانيتش فراموش شدنی نيست.

خصوصیات اخلاقی حسین تهرانی به گونه ای بود که گاهی هنر او را تحت تاثیر قرار داده بود و مثل جمله معروفی که خود همواره میگفت، مردم از تهرانی ۹۹ درصد به عنوان جوانمرد یاد میکنند و ۱ درصد به عنوان هنرمند! البته دلیل این موضوع غریزی بودن زبان محبت است که همه آن را درک میکنند ولی زبان موسیقی را مردم عامی تا حد کمتری میشناسند. اهل فن میدانند که هنر تهرانی هنوز هم یکتاست.

اکبر مشکين در نامه ای يک هفته قبل از مرگ تهرانی به سردبير مجله جوانان ر.اعتمادی اينطور نوشت: اعتمادی جان من مطلبی دارم که فکر ميکنم اگر در" جوانان" طرح شود و جوانان اين مملکت بخوانند به اشاعه و توسعه مکتب جوانمردی و آئين و اخلاق ايرانی که تو دنبالش هستن کمک ميکند.

ميدانی من يکی ار دوستان حسين تهرانی استاد بزرگ ضرب بودم. من هميشه مي ديدم که حسين زير نامه هايش به جای امضا عدد۶۳ ميگذارد. يکروز دل به دريا زدم و پرسيدم حسين جان چرا تو ۶۳ امضا ميکنی؟ جواب داد: تا به حال اين موضوع را به کسی نگفته ام ولی حالا ميگويم: ناهار در منزل آقای سين دعوت داشتيم. من بودم و دوست ديگر. وقتی وارد خانه شديم آقای سين مستخدمش را صدا زد و گفت برو نان و کباب و مخلفات را بخر و بيار. مستخدم رفت و خريد و برگشت و مشغول شديم، بعد از ناهار آقای سين رفت و سراغ بقيه پول ها که باید ۶۳ تومان می بود، اما آنجا نبود... یک مرتبه دیدم مستخدم زیر شلاق فریاد میکشد. او از ته دل فریاد زد و گفت: به علی قسم من برنداشتم. این فریاد یا علی بند بند استخوانم را به ناله در آورد.

Hossein Tehrani & Dariush Safvat
حسین تهرانی و داریوش صفوت
نفهمیدم چه میکنم، خودم را روی مستخدم بیچاره انداختم ُ دو سه شلاقبه سر و صورتم خورد و در همان حال فریاد زدم: ۶۳ تومان را من برداشتم... ببخشید این بیچاره را نزنید... مرا بزنید. بعد ۶۳ تومان از جیبم دادم و از آن خانه گریختم، اما اين ماجرا، عجيب در روحيه ام اثر کرده و از خودم میپرسم چرا ما انسانها آن قدر در حق ديگران ظلم ميکنيم؟ چرا به مردم تهمت ناجوانمردانه ميزنيم؟ از آن روز برای اينکه هيچ وقت ماجرا را فراموش نکنم و هميشه يادم باشد۶۳ را امضای خودم قرار دادم.

خطيبی ميگويد: حسين تهرانی و صبا دو يار جدا نشدنی و صديق و با وفا بودند. من حسين و صبا را روزها و شبهای زيادی در خيابانها و محافل و مجالس ديده ام. هر دو درويش، هر دو پاکباز و خاکی بودند و هميشه احترام يکديگر را نگه ميداشتند. پاتوق شبانه حسين دکه ای بود در چهار راه سيد علی که شکری نوازنده معروف تار و اديب السلطنه و بسياری از افراد سرشناس به آن محل رفت و آمد ميکردند. منظم، وقت شناس و خوش قول بود. چند تن از شاگردان او در جامعه هنری ايران، هنرمندان انگشتنمايی شدند. اينها افرادی بودند که ماهها و سالها تحمل کم حوصلگی و گاهی هم تندخويی استاد را کرده بودند، حسين تهرانی آدمی بود صريح اللهجه که حرفش را بدون پروا ولی مودبانه ميزد. در جريان تهيه اولين فيلم ناطق فارسی (طوفان زندگی) حسين تهرانی، خالقی و بنان شرکت داشتند. آنروزها دستگاه ضبط صدا در ايران کامل نبود... فيلم طوفان زندگی به دليل نقص فنی گاهی لبهای هنرپيشگان به حرکت در می آمد ولی صدا لحظاتی بعد به گوش ميخورد! پس از اينکه فيلم در سينما رکس به روی پرده آمد، مردم برای تماشای آن سرو دست ميشکستند ولی پس از پايان سانس اول حسين همچنان در سالن نشسته بود و تکان نميخورد! بالاخره کنترل چی به سراغش آمد و گفت: ببخشيد آقا فيلم تمام شده. حسين پاسخ داد: من نشستم صدا ها را هم بشنوم و بروم!

Hossein TehraniHossein Tehrani

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط علی رضا  | 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد..................

 

 

سلام .

 

 

به وبلاگ ضرب سماع خوش اومدید.

 

 

 

اول بیوگرافی گروه رو بخونید .

 

 

 

نام ونام خانوادگی:ضرب سماع

 

 

 

تاریخ تولد: آبان 85

 

 

 

شماره شناسنامه:  36

 

 

 

محل تولد: قم

 

 

 

اولین کار هنری: اجرا در همایش ولایت ورسالت

 

 

 

این شناسنامه ی گروه ما بود . ضرب سماع 18 تمبک نواز و 16 دف

 

 

نواز دارد . واز وجود مرشد نمونه ی کشور آقای سید محمد علی اسحاقی

 

 

هم به عنوان یک نقطه ی قوت استفاده می کنه . رهبر گروه ضرب سماع

 

 

آقای محمد صادق محمد علیپور هست که ایشون هم تجربه های زیادی از

 

 

قبیل نوازندگی در گروه دهلوی و چکامه دارد .

 

 

سرپرست گروه ضرب سماع هم آقای سید حمید شاه احمدی هستند.

 

 

گروه ما تمرین خودشو از اواسط آبان ماه آغاز کرد وخودشو برای اجرا

 

 

در همایش ولایت و رسالت (نخستین جشنواره ی سرود و آهنگهای

 

 

مذهبی) آماده می کرد . روز اجرا فرا رسید . ما برای اجرا سه قطعه

 

 

آماده کرده بودیم :

 

 

 

1.  مدح رسول (  آواز وضرب باستانی به سبک زورخانه ای)

 

 

2.ثنای علی( همنوازی گروه به همراه آواز وضرب باستانی)

 

 

3.ندای آغاز( همنوازی گروه به همراه ضرب باستانی)

 

 

 

بعد از مراسم افتتاحیه در روز اول روز اختتامیه ی جشنواره هم گروه

 

 

همان سه قطعه را اجرا کرد .

 


                    این از بیوگرافی گروه

 


 

  

این شعر زیبا تقدیم به همه ی عاشقان حضرت علی :

 

 

نور خدا شاه شهان مولای درویشان علی

 

 

                                  

                                سلطان ملک جاودان مولای درویشان علی

 

 

 

ای جان ما قربان تو افلاک در فرمان تو

 

 

 

 

                                 تاج شهان از تاج تو مولای درویشان علی

 

 

 

تابند ه باشد روی تو روی مه و نیکوی تو

 

 

 

                                 مهراب جان ابروی تو مولای درویشان علی

 

 

 

از زره ای هم کمتری خاک رهت تاج سرم

 

 

 

 

                                 ای شهریارا سرورم مولای درویشان علی

 

 

اینم یک معرفی از بچه های گروه:


 

دف                     تمبک


سید حمید شاه احمدی                                                  علی نصر آبادی

 

 

امیرحلاج                                                                حسام کیهانی

 

 

محمود برخورداری                                                   مجید کلانتری

 

 

مجید زجاجی                                                           امین نوری

 

 

روح الله محمدی پیروز                                               سید نوید لاجوردی

 

 

زهرا ترابی                                                             محمد علی آذری

 

 

محبوبه برزویی                                                        محمد رضا معصومی

 

 

منصوره ملکی                                                          ایمان محجوری

 

 

سمیه سادات امینی                                                      احسان حلوایی

 

 

مهری نادعلی                                                            مجید ابرقویی

 

 

زهره نصر اصفهانی                                                  علیرضا گائینی

 

 

فاطمه حبیبی مقدم                                                      علی اصغر غلامی

 

 

الهام علی جان بیگی                                                   علی نوروزیان

 

 

مهیا ظهرابی                                                            محمد امین تهوری

 

 

سپیده عطار                                                              وحید پیر صالحی

 

 

فاطمه ملکشاهی                                                         سالار مسعودیان

 

 

 

تامبورین: مژده رمضانی

 

 

سرپرست گروه : سید حمید شاه احمدی

 

 

رهبر گروه : محمد صادق محمد علیپور

 

 

آواز و ضرب باستانی : مرشد نمونه کشور سید محمد علی اسحاقی

 

  


                                                     

 

عکس اعضای گروه و یک گزارش تصویری از گروه رو هم به

 

به محض اینکه آماده بشه براتون میذارم.


 

توجه توجه توجه....................

 

اگه خدا بخواد بعد از ماه مبارک رمضان گروه ۲ تا اجرای

 

بزرگ توی تهران داره که یکی توی تالار وحدته اون یکی

 

هنوز خودم نمیدونم. حالا بعدا زمان ومکان دقیق رو براتون

 

مینویسم.

 

 

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط علی رضا  |